خرید بک لینک

شاعر که دیوان غزل را هدیه می داد
آن روز من بودم که از چشم تو افتاد 
 
ان روز پایان تمام بودنم بود 
پایان شعر و شور و عشق و آدمیزاد 

دیدار رویت آرزوی آخرم بود 
من ماندم و یک ارزوی رفته بر باد

دل باز  رسوای جهانم کرد و حالا
حس غریبی میکند در سینه بیداد 

رفتی و ماندم با غمی سنگین تر از کوه
دیگر نمی بینی مرا سرمست و دلشاد

از دست من رفت آنکه روزی همدمم بود
فریاد از دست غزلهای تو استاد

#اسماعیل_حاج_علیان

نوشته شده توسط ع.ش در یکشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۰۹ ساعت ۶:۹ ب.ظ |

برچسب: نویسنده: نیما احمدپور تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 22:36

صفحه بندی